X
تبلیغات
ترانه های ماندگار
























ترانه های ماندگار



چرا دستی از غیب مانع قرآن سوزی نشد؟

 1- ما همه می دانیم که: مزار امام حسین (ع) تخریب شد و زمین آن شخم زده و به آب بسته شد! و در زمانه خود نیز دیدیم که بمب در حرم امام رضا (ع) منفجر شد و گنبد و بارگاه عسگریین ویران شد !

توقع نداشته و نداریم که دست غیب الهی برآمده و مانع این اتفاقات شود

چرا که مزار امام حسین (ع) از خود ایشان کسب تقدس کرده و بزرگترین جسارتها به محضر ایشان شد ، اما دستی از غیب مانع نشد!

چرا که ما پذیرفته ایم بنا نیست با تفاوت های ظاهری مردم مجبور به ایمان شوند. و به هر حال راه کفر باز گذاشته شده تا اختیار معنا یابد و به انسان اجازه داده شده که شنیع ترین اعمال را انجام دهد.

نباید اجازه بدهیم تقدس شکنی شود.

2- دل هر مسلمان و مومنی (و بلکه دل هر انسان آزاده ای )از عمل شنیعی که در آنروز رخ داد به درد آمد. ما که حاضریم جان خود را فدای قرآن کنیم ، نسبت به هتک حرمت به آن بی تفاوت نخواهیم بود. و نباید اجازه دهیم که این اقدامات عادی شود.

آیا قرآن سوخت؟

3- آنچه امروز سوخت ، قرآن نبود. قرآن در دل هر مومنی است و درخشش آن خاموش شدنی نیست. اگرچه به دلیل اهمیت بسیار والای قرآن ، حتی تکه کاغذ آن را نیز مقدس می شماریم؛ اما حقیقت و اصل قرآن در جانهای ماست. وقتی با شهادت قرآن های ناطق ، نور قرآن کم فروغ نشد؛ قطعا با سوزاندن قرآن صامت نیز ، حقیقت آن کم فروغ نخواهد شد.

 مى‏خواهند نور خدا را با دهانهایشان خاموش كنند، خدا نور خویش را تكمیل خواهد كرد هر چند كافران ناخوش دارند (صف 8)

همه مقصران را ببینیم!

4-  تمام زمینه سازان این اقدام شنیع را در جرم آنهایی که مستقیم این کار را انجام دادند ، شریک می دانیم.

اگر چه کشیش کودن آمریکایی این کار را نکرد اما او بود که این فضا را به وجود آورد.

اگر چه دولتمردان آمریکا کج دار و مریض با این کار مخالفت می کردند ، اما به خوبی می دانیم که سخنان آنها در واقع نشان دادن چراغ سبز بود.

و وقتی دستگاههای تبلیغاتی زیاده خواهان جهان به ناگاه یک انسان مفلوک را  مورد تبلیغات قرار خود قرار می دهند و او را بزرگ می کنند ، ما دست های زیادی را در کار می بینیم اگر چه سعی کنند خود را مخفی کنند!

شکست برای چه کسی است؟

5- صبر الهی و مهلت دادن او به معنای توانایی دشمنانش نیست:

كسانى كه كافر شدند گمان نكنند مهلتى كه بآنها مى‏دهیم بصلاحشان است، فقط مهلت مى‏دهیم كه گناه بیافزایند و آنها را است عذابى خوار كننده (آل عمران 178)

او در شکست دادن دشمنانش بسیار چیره دست است:

آنان مكر كردند، و خدا هم مكر كرد، و خدا بهترین مكركنندگان است (آل عمران 54)

زمانی که فرعون همه پسران را می کشت تا مبادا موسی رشد کند ، خدا موسی را در دامان فرعون رشد داد:

خاندان فرعون یافتندش تا دشمنشان و سبب اندوهشان گردد. فرعون و هامان و لشكرهاشان خطا مى‏كردند. (8قصص)

و خدا شکست ناپذیر است:

 آنها كه كافر شده‏اند گمان نكنید كه ناتوان كننده خدا هستند، جایگاهشان آتش است و آن بد جایگاهى است (نور 57)

پس آنان که چشم توانای دیدن آینده را ندارند به انتظار بنشینند که پیروزی از آن کیست.

دشمن شناسی

6- باید مراقب بود که به ما آدرس غلط ندهند. جنگی بین اسلام و مسیحیت نیست! اگر هم جنگ صلیبی تکرار می شود ، قبول نداریم که جنگ صلیبی ، جنگ دینی بوده. ما می دانیم که در مقابل ما زیاده خواهان و مستکبران و صهیونیست ها هستند . و خود را در پشت شعار مسیحیت پنهان می کنند.

آنچه باید بکنیم و برای همه مقدور است!

دست به کار شوید! اگر بتوانید مانع هتک قرآن شوید آیا از اقدام باز می مانید؟ پس بنگرید که ساده ترین و ممکن ترین اقدام چیست!

بیایید در مقابل آنان که به قرآن جسارت کردند ما قرآن را پاس بداریم و نشان دهیم چه جایگاه والایی در زندگی ما دارد و از هر کاری که در این باره می توانیم دریغ نکنیم. اگر دشمن از رهبری قرآن در میانه ما برنمی تابد ، باید بینی او را به خاک بمالیم.

ختم دسته جمعی قرآن - برگزاری جلسات آشنایی با معارف قرآن - مطالعه و تعمق در آیات الهی و ... همه راههایی ساده و قابل حصول برای مقابله با دشمن است.

دشمن آن قدر احمق است که نفهمیده تفکر با آتش نمی سوزد . بلکه شدت این تفکر تیزتر می شود و دودمان مخالفانش را به باد می دهد...

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389ساعت 9:30 قبل از ظهر توسط ترمه خانم|

با توجه به نزدیک شدن سالروز آغاز جنگ تحمیلی(۳۱/۰۶/۱۳۵۹) اعضای پسر گروه سنی (ب) نقاشی های خود را با موضوع هفته دفاع مقدس کشیدند و سپس با استفاده از یک جعبه مقوایی و چسباندن تصاویر در داخل آن یک تلویزیون دستی درست کردند که گویای برخی از صحنه های جنگ و رشادتهای رزمندگان اسلام می باشد .یاد و خاطره آن عزیزان گرامی و راهشان پاینده باد .

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم شهریور 1389ساعت 11:50 قبل از ظهر توسط ترمه خانم|

کتاب مثل همه اما مثل هیچ کس نوشته خانم آتوسا صالحی برای گروه سنی (ج) و (د) می باشد . این کتاب کار مشترکی از کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و سازمان انتقال خون ایران می باشد .

داستان از این قرار است که : دختری به خاطر تغییر منزلشان دوست جدیدی پیدا می کند . اما پس از مدتی می فهمد دوستش بیماریی دارد که چند وقت یک بار باید به او خون تزریق کنند . پس برای اینکه دوستی خود را ثابت کند دست به کارهایی می زند که شما با خواندن این کتاب قشنگ متوجه خواهید شد .

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم شهریور 1389ساعت 5:58 بعد از ظهر توسط ترمه خانم|

جاتون خالی بود . هفته گذشته یک بکش بکشی بود که نگو و نپرس . یه عده از این طرف یه عده هم از اون طرف . البته چون مرکز ما کوچیکه توی پیاده رو جلوی مرکز بازی کردیم .

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 11:8 قبل از ظهر توسط ترمه خانم|

امروز با استفاده از کاغذ و تا یک قورباغه کوچولوی با مزه درست کردیم . تازه قورقوری ما میتونه بجهد. حیف که توی عکس نمی تونید ببینید. اما میتونید یکی درست کنید و با اون بازی کنید .

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 11:3 قبل از ظهر توسط ترمه خانم|

این هم تصاویر اعضای فعال نشریه دیواری مرکز ما و اثر آنها.

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 10:59 قبل از ظهر توسط ترمه خانم|

خیلی ها فکر می کنند خوراکیها را فقط باید خورد.مثلا اگر به اونها یک لیوان خالی بدهید سریع به این فکر می افتند که الآن شربت یا آب یا چای و یا .... هم می آورند . یا مثلا وقتی مقداری ماکارونی خام به دستشون بدهید و از اونها بخواهید فکر کنند چه چیزهایی می توان ساخت به این فکر می افتند که ماکارونی را در چه غذاهایی دیده اند .اما یکی از جاهایی که معمولا خوراکی را نمی خورند بلکه با اونها کارهای هنری انجام می دهند کانون پرورش فکری است. شما می توانید در تصویر زیر جای دستمال کاغذی را ببینید که یکی از اعضاء پسر این مرکز با استفاده از ماکارونی ساخته است .فکر می کنید شما هم بتوانید چیزهای دیگری بسازید

   

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 10:54 قبل از ظهر توسط ترمه خانم|

             عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت              صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

         عید سعید فطر پیشاپیش مبارک

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم شهریور 1389ساعت 11:20 قبل از ظهر توسط ترمه خانم|

شروع دفترم نام خدا شد            دلم از هستی و دنیا جداشد

به نام آن خدای مهربانم             که میداند همه وصف و بیانم

بنامش شعراول را سرودم          اگرلطفش نبودمن هم نبودم

بخوانم من تو را ستار العیوبم          خداوند کریم و یار خوبم

کنم سجده بسویت هرشب وروز       خدایا آتش عشقم برافروز

مرا از یاد خود غافل مگردان         مکن من راغریب ودلپریشان

خدا گرچه گنه کارم گنه کار        ولی دارم زلطفت کار بسیار

بنام آنکه نامش دل رباید             غبارغصّه را از دل زداید

به امیدش دلم باکی ندارد            به لطفش قلب غمناکی ندارد

به نام اوکه الله هست نامش          وعرش کبریایی هست جایش

به نام آن خدای مهربانم             که توفیقیست نامش بر زبانم

به نام آنکه رحمان و رحیم است         برای بندگانش یا کریم است

 شاعر: سمیرا حیدری

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 11:35 قبل از ظهر توسط ترمه خانم|

کاش می شد که تو را احساس کرد

و تو را هردم

در هر رگ

 مثل خون جاری کرد

و نفس کشید تو را

و تو را تکرار کرد

در رگبرگ های گل سرخ

و در نبض هوس بازی ها

و در واژه ی ناشعر ها،تو را تزریق کرد

و تو را تکرار کرد

در چشمهای خیس آسمان

و در نفس های باد

و در مردی که با نامردی کبود می کند صورتی را

و می شکند بغضی را

کاش تو در ترک های آن بغض، تکرار می شدی

و ای کاش  تو در سینه های مردم که قبر لبخند است جاری میشدی 

و ای کاش  تو درچشم پسر بچه ای که تمام آرزویش این است

که دیگر در خانه ی بی سقفش

 و در تختی که ریزه سنگهای لب جوی بدنش را خراش میدهد، نخوابد، تکرار می شدی

و ای کاش  بتخانه هوس را که به نام عشق بر پا شد درآتش خشمت می سوزاندی.

و ای کاش  این شعر یا نه، این بغض خفه شده یاهر چیز دیگر را پرپر می کردی.

تا من بتوانم زندگی کنم ، نه در فکر تو و این خزئبلات مردگی

وزن و قافیه فدای شعر شد،من فدای احساس

ای کاش زندگی فدای تو می شد.                                                                         شاعر: ابوافضل جعفری    

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 12:39 بعد از ظهر توسط ترمه خانم|

سلام به شما دوست خوبم که با درج نظر خود من را در بهبود وبلاگ کانون یاری می کنید . در پاسخ به نظر شما باید بگویم که من سعی می کنم از تمام فعالیت ها گزارش بنویسم اگر کاری بوده که در وبلاگ نیامده خوشحال می شوم به من خبر دهید. 
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم شهریور 1389ساعت 8:16 قبل از ظهر توسط ترمه خانم|

امروز اعضای پسر گروه سنی ( ب ) با استفاده از شکل برگها نقاشیهای قشنگی کشیدند که چند نمونه از آنها را برای وبلاگمون انتخاب کردیم .

نوشته شده در یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 12:51 بعد از ظهر توسط ترمه خانم|

امروز یک ماهی کوچولو درست کردیم . البته خیلی ساده است شما هم امتحان کنید .

نوشته شده در یکشنبه هفتم شهریور 1389ساعت 12:46 بعد از ظهر توسط ترمه خانم|

با استفاده از مقوای تخم مرغ می توان کاردستی های متنوع و خلاقی درست کرد. حالا از خمیر مقوا یا استفاده از شکل جالب و قابل توجه آن.هزار پای تخم مرغی می تواند یکی از هزاران کاردستی باشد که به این شیوه ساخته شده است. نظر شما چیستشما هم امتحان کنید

نوشته شده در شنبه ششم شهریور 1389ساعت 2:59 بعد از ظهر توسط ترمه خانم|

جای دارد از عنایت دوستانی که وبلاگ ما را تماشا کردند تشکر کنم و از دوستانی که نظر داده اند تشکر ویژه ای داشته باشم. اما قابل ذکر است که بخش گردنبند در قالب وبلاگ است و ما سعی در حذف آنرا داشتیم که موفق نشدیم .

نوشته شده در سه شنبه دوم شهریور 1389ساعت 10:50 قبل از ظهر توسط ترمه خانم|

فعاليت اين مركز فقط بازديد و نمايش فيلم نيست بلكه كلاسهاي نشريه نويسي ، نقاشي ، كاردستي ، عكاسي ،وبلاگ نويسي ، بازي و سرگرمي ، شعرخواني ، خوشنويسي و..... برگزاري مسابقات فرهنگي ، هنري و ادبي از جمله اين فعاليت ها مي باشند.همچنين به اعضاء برتر جوايزي اهداء‌خواهد شد . تصاوير زير گوياي اين امر هستند .

نوشته شده در دوشنبه یکم شهریور 1389ساعت 3:59 بعد از ظهر توسط ترمه خانم|


آخرين مطالب
» مژده مژده
» گزارش تصويري دهه فجر انقلاب اسلامي
» كتاب خيابان
» گزارش تصويري فعاليت هاي سه ماهه تابستان
» جشن بهاريه
» دست هاي كوچك انديشه هاي بزرگ
»
» هفته سلامت و هواي پاك
» جشنواره قصه گويي
»
Design By : Pars Skin